خرید بک لینک
درست حس کسی را دارم که مثلا بیست سال به ناحق زندان بوده و توی حبس کسی برایش کم نگذاشته...حالا ورق برگشته و حق دارد همه را قصاص کند.حتی آن زندان بان احمقی که هر روز صبح با نیشخند نگاهش میکرد و فکر میکرد در همیشه روی یک پاشنه می چرخد!

برچسب: ریال به تومان,ریال عمان به تومان ایران,ریال عربستان به تومان, نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 5:35

این قدر گاهی این قاب کوچک شیشه ای کثیف میشود که حس دنیا بینی ام کور میشود.همیشه دوست داشتم کسی تمیز شیشه های عینکم را با یک لبخند پاک کند و به من بدهد و بگوید "حالا مرا بهتر میبینی؟"

برچسب: نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 5:35

نژاد پرستی یعنی تبعیض.نمیدانم کدام یک از ما به دیگری و چرا برتری داریم.شاید واقعا ترک ها به فارس ها,ایرانی ها به اعراب و سفید پوستان به سیاه ها برتری دارند.شاید خدا از همان اول برتر زاده آن ها را؛و خب حقشان است.ترک های برتر از عالم,برتر و زیباتر و دانشمند تر از ما و عرب ها و اروپایی ها و آمریکایی ها و هرچه هست و نیست,شما دوست ندارید ما شما را و شما ما را هم وطن بخوانیم؟نمی خواهید پیوندی با سایر اقوام ایرانی داشته باشید؟عجیب است که یک ایرانی وطن را همه دنیا می داند و یکی دیگر خود را جدا از دنیا!

برچسب: دنیای عجیب ما آدم ها,دنیای عجیب ما,دنیای عجیب مارها, نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 5:35

شاید اگر خدا قرار بود یک حس را در این بشر دوپا,آدمیزاد,را از بین ببرد قطعا بی تفاوتی بود.

برچسب: بی تفاوتیم میکشتت, نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 5:34

فکر میکنم فهمیدم چرا مهدی اخوان ثالث,پادشاه فصل ها را پاییز خواند.حتما یک پاییز وقتی جوان تر بوده به وکیل آباد رفته.واقعا آن جا در هر حکومتی باشی فقط می گویی "پادشاه فصل ها پاییز"

برچسب: ماثيو,ماثر محمد,ماثيو اعصار, نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 5:34

دست درازی کردم به پادرازی لبت
برنداشته جلوی دیگری گرفتی

خوب کردی ,مرض قند داشتم
بعد اذان من را از سحری گرفتی

لب و دندان,همه عاریتی و رفتنیست
پادرازی هم خشک شود نمیتوان چشید

پزشک توصیه ام داد قلبت مریض است
روزی چهار وعده قرص قمرش رویت کنید

قند و شکرت ارزانی دیگران
ما ندارها به دارو برسیم کافیست

یادت نرود روزی چهار بار بیایی
صبح و عصر و بامداد و وقتی کسی نیست

برچسب: پادرازی,پادرازی قزوین,پادرازی قزوینی, نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 5:34

هر که اسمت را شنید عاشقت شد,من اضافه ام؟
چه فرقی میکند,مشتی نمک به دریا اضافه تر!

برچسب: اسمش عشقه,اسمشو تقدیر نذار,اسمش عشقه متن, نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 5:34

دال مثل برادر خیلی خوبه داشتن خواهر و برادر.نترسید.نگید هیکلم بهم میریزه.نگید به خرجشون نمیرسم.کاری به حرفای مسئولین ندارم.من از خودم دارم میگم.از خودم که برادر ندارم.از فرزند آیندم که عمو نداره.عمو داشتن خیلی خوبه.از این که من عموی همه بچه ها هستم و هر بچه ای بهم میگه عمو مثل خود اون بچه و حتی بیشتر ذوق میکنه خیلی خوشحالم ولی من عموی واقعی فرزند برادرم نیستم.نترسید,داشتن فرزند بیشتر برای تنهایی خودتون هم بهتره.شاید یکی خواست مهاجرت کنه.بره یک شهر دیگه.این فرصت رو ازش نگیرید. این ها رو گفتم که در آخر بگم اگه برادر یا خواهر ندارید,یک دوست خوب داشته باشید.یک دوست که جای برادر یا خواهر نداشته تان را تا حدی پر کند.الآن که این سطور رو مینویسم,برادرم در حال عقد کردن هست :)امیدوارم توی زندگیش همیشه احساس خوشبختی کنه.امیدورام کنار هم تا ابد از با هم بودن لذت ببرند.

برچسب: نویسنده: باربد کریمی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 6:24

عجیب است.توی زندگی عده ای حس میکنند توی پیست اتومبیل رانی اند و باید دنده معکوس بکشند و جلو بروند. این طوری اون عده که دارند از منظره لذت میبرند(یا فحش میدهند) شاید وسوسه بشوند که نکند جلوتر نذری (مخصوصا برای ما,شله!!) می دهند و ما جا بمانیم.نمونه اش هم این که بسیاری از دوستان ما امسال یکی پس از دیگری وارد موج ازدواج می شوند(دقت کن نمی گویم ازدواج بد است)یعنی تا یکی ازدواج کرد همه به خودشان افتادند که نکند عقب بمانیم و همه پسر/دخترهای خوب را ببرند و از میوه های جعبه,تهش به ما برسد.نتیجه میشود این که در یک سال ده نفر عرس داماد میشوند و باز تبش می خوابد و میرود تا دو سه سال دیگر که یکی بسم الله بگوید و باز موجی راه بیندازد.حالا این ها که گفتم خیلی خوب است.موج ازدواج به خدا عالی است.توی این هفته متوجه شدم یکی از دوستان پدر شده و دوست دیگری هم در راه دارد!لطفا معکوس نکشید,نمی گویم داخل جنگل گلستانم و دارم از منظره لذت میبرم,ولی سبقت گرفتن از کسی که قصد تند رفتن نداره اصلا خوب نیست.

برچسب: دنده معکوس,دنده معکوس در رانندگی,دنده معکوس چیست, نویسنده: باربد کریمی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 6:24

تنهایی را وقتی حس میکنی که از اندامت,بازوانت همیشه سرد باشند

برچسب: نویسنده: باربد کریمی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 6:24

کاش توی شهر کوچکی زندگی میکردم و غیر از چند خانواده کسی آن جا نبود و هیچ شهر دیگری هم در دنیا وجود نداشت.آن وقت دلیل کم حرفی های این بشر پرحرف را میتوانستم بجای نداشتن هم صحبت,نبودن هم صحبت اعلام کنم.

برچسب: نداشته ها,نداشته هایم,نداشته های من, نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 5:44

درست زمانی که فتحعلی شاه هر چند وقت یک بار ریش هایش را تغییر رنگ میداد برای تنوع,و هر شب ساعت ها رو به آسمان بجای تفکر به عظمت خدا به این فکر میکرد امشب به بر کدام زن بخوابد,توماس جفرسون با رای مردم سومین رئیس جمهور آمریکای جهانخوار شده بود و دانشگاه ویرجینیا را تاسیس کرد و همچنین اعلامیه استقلال آمریکا از بریتانیا را پس از جنگ های متمادی نوشت و آن ها را مستقل اعلام کرد.حالا برای این که فاصله را دوباره ببینید,نگاهی بیندازید به این که آمریکا چهل و پنج رئیس جمهور را با رای مردم انتخاب کرده و ما هفت تا!

برچسب: فاصله شهرها,فاصله,فاصله ها, نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 5:44

کربلا نزدیک است.کربلا همیشه نزدیک بوده,چه سال هایی که درب ورودمان را بستند چه الآن که چهارطاق باز کردند.عشق امام حسین که این حرف ها را نمیشناسد.راه دور چه میفهمد چیست.همه راه ها به کربلا نزدیک میشود.راه دور شیرخوارگاه شهرمان است که تا حالا جز روی بیلبورد و تراکت ندیدمش.خانه سالمندان است,نمیدانم کدام یک از چند ده تایش,فرقی نمیکند,همه شان دور است.مناطق پایین شهر را هم که نمیشود رفت.خطرناک است.معلوم نیست چه آدم هایی زندگی میکنند آن جا.اصلا معلوم نیست زبان مرا بفهمند یا نه.توی آسایشگاه و زندان و بهزیستی کسی نیست که بطلبد.رفتن به همه این ها هم پول میخواهد,فقط میخواهند از آدم بچاپند.کربلا طلبیدن میخواهد.امام حسین میطلبد,پولش را دولت میگیرد,بعد هم برمیگردیم و باز پست میگذاریم که لعنت به عرب های فلان و از عرب ها بدتر کسی نیست.آخر میدانی شاید من فکر میکنم همیشه فرصت میشود این "دم دستی"ها را بروم,کربلا معلوم نیست سال دیگر باز باشد یا نباشد.اگر پایم هزار بار به کربلا باز شود و "چشم به راه های شهرم" را نبینم,به زیارت گنبد و چلوگوشت رفته ام نه دیدار یار.

برچسب: نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 5:44

ما که آن زمان ها نبودیم ولی تعریف های زیادی شنیده ایم که وقتی فلانی نماینده مجلس می شد,ارج و قربی داشت و برو بیایی.یک نماینده می گفتند و صد نماینده از دهانشان می افتاد.قانون وضع میکرد,شاه می برد و نخست وزیر می آورد.بالای حرفشان که هیچ,پایین و چپ و راست حرفشان هم کسی نبود نفس بکشد و جواب بدهد و بگوید بالای چشمتان ابرویی هم هست.اصلا حرفشان حکم حق تقدم نیسان آبی را وسط چهارراه داشت.همه این ها به کنار شما یک قسمت از سریال معمای شاه را ببینید متوجه می شوید که نمایندگان عزیز امروزی ما چقدر سر به زیرتر و مظلوم تر از ورژن قدیمی خود هستند و هر اتفاقی برای مردم که نه,هر چه سر خودشان هم بیاورند باز هم لب به شکوه نمی گشایند که مبادا خدای ناکرده از مسئولیت خود پا را فراتر گذاشته باشند.حال فرقی نمی کند سخنرانی نایب رئیس مجلس لغو شود یا یک شهر جور دیگری و مغایر با سایر شهرهای کشور اداره شود.مهم سکوت است که خدا را شکر مسئولین کم نمی گذارند.معذالک اگر قرار بر انتخاب نمایندگانی اینچنین آرام و مسئول از طرف مردم در دوره های بعد باشد,رقابت سختی بین نماینده های این دوره و انجمن ناشنوایان که قطع به یقین دور

برچسب: نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 5:44

صفحه بندی